تبليغاتX
نقد و نظر - خوانش یک شعر سپید از شاعر

طاهره قصدی از وبلاگ:

"تلواسه های ماه تی تی "

 

سرکار خانم قصدی ،چند سالی است در عرصۀ شعر بویژه سپید فعالیت می کنند و شاهد کارهای خوبی از ایشان بو ده ام. یکی از سروده های ایشان را که به تازگی در  وبلاگشان گذاشته اند، مروری می کنم.

 

۳-

"براي تو شعر مي گويم

             پدرم پاره شان مي كند

                      تو سر تكان مي دهي

                             مادرم لبخند مي زند

براي مادرم شعر مي گويم

                         تو آفرين مي گويي

                                مادرم نمي شنود

                                     پدرم سرتكان مي دهد

و من بازهم براي مادرم

شعرهاي تو را مي گويم. "

 

از 5 شعر کوتاهی که ایشان با عنوان "چند کوتاه"در وبلاگ گذاشته اند کار شمارۀ 3 را بیشتر پسندیدم. این شعر، یک کار کاملا هنری ، زیبا و قوی است. که از سه بخش با 4 مخاطب و 10 سطر تشکیل شده . شعر آغازی هنری ، و پایانی کاملا هنری تر و قوی دارد. و یک نمایشنامۀ هنری کوتاه و برشی معنادار از زندگی است.و می توان آنرا نوعی مونولوگ هم تعبیر کرد.کوتاهی سطر ها از نقاط برجستۀ کار است و و ریتم و ضرباهنگ و حرکت ، نقش شخصیت ها را مشخص، زیبا و حس آمیز می کند. است.حتی تعداد واژگان بلندترین سطرها بیش از ۳ - ۴ واژه نیست. این کوتاهی ،باعث انتقال مناسب حس و تصویر شخصیتها به مخاطب می شود. ضمن آنکه شعر در تصویر سازی نیز قوی است:پدر ، شخصیتی تند ،خشن و با واکنش است که با پاره کردن شعر ، و در بخشی دیگر با سر تکان دادن ، شخصیتی منفی، و فعال تصویر می شود. مادر با همان روحیات مادرانه، آرامش بخشی و زنانگی، در واکنش به کار پدر ،لبخند می زند و این لبخند در کنار واکنش تند پدر، شعر را متعادل و دارای بالانس کرده است.

شاعر در گریز از رفتار پدر ،به لبخند مادر پناه می برد. از سویی ، نه پدر شعر را  می شنود ، نه مادر. نه اینکه ناشنوا هستند، بلکه به عوالم شاعری و با دنیای شاعر بیگانه اند.

پاره کردن شعر، سر تکان دادنها، مصادیق مناسبی از این بیگانگی است. برای همین ،شعر( بخوانید شاعر) خیلی آرام در گریز از مخاطب پدر ، به مخاطب مادر، و سپس معشوق می غلتد. لبخند مادر و پناه دادن به شاعربرای شعر خوانی، با پیش فرض "مادر بودن" تفسیر می شود نه آشنایی با شعر و روحیات شاعر. ضمن آنکه او نیز تقابل خود با پدر و دنیای مردان را در وجود دختر و رابطۀ اش با پدر معنا کرده است و گویی خود اوست که از مردان می گریزد.

 جایگزینی و انتقال مخاطب از " تو" به "پدر" و سپس به " مادر " و در نهایت بازگشت به " تو" _ مخاطب اصلی شاعر_ بسیار عالی ، ظریف و مناسب صورت گرفته است. شعر، که با مخاطب " تو" آغاز می شود با همان مخاطب نیز به پایان می رسد و شعر کامل می شود. اگر چه در بخش پایانی، " تو" مخاطب مستقیم نیست، با کمی دقت در می یابیم که چون شاعر، شعرهای "تو" را برای مادر می خواند، گویا با مخاطب نهانی اش " تو " = معشوق ،سخن می گوید و مخاطبش اوست.

از نظر توزیع جنسیتی ،حضور 2 زن ، و 2 مرد ، شعر را در نگاه اول ، متعادل نشان می دهد اما در ورای این تعادل ،ارائۀ تصویری خاص از پدر، و واکنشهای او از یک سو، و تنهایی و خلوت دو نفرۀ مادر با دختر و مراسم شعر خوانی آنها از سوی دیگر، کفه را به نفع زن ، سنگین می کند.حتی اگر سایۀ حضور " تو" را در آن مراسم و اجتماع دو نفره متصور شویم ، باز هم فقط یک سایه است.

 

پانوشت:


باخبر شدم سایت وزین تازه های ادبی،مطلب فوق رو ذیل عنوان نقد و نظر در سایت درج کرده اند.        با سپاس از مدیر  محترم سایت تازه های ادبی

+ به قلم محمود گرجی ،